[ بِ عِ وَ ] (ع ص مرکب، ق مرکب)
(از: ب +لا (نفی) +عوض) بی عوض.
بدون بدل. (فرهنگ فارسی معین). رایگان.
مفت. مجان. مجاناً. دادن چیزی بی آنکه
چیزی در برابر گرفته شود.
لینک ها و اشتراک گذاری
بلاعوض
شماره: 65777
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ بِ عِ وَ ] (ع ص مرکب، ق مرکب)
(از: ب +لا (نفی) +عوض) بی عوض.
بدون بدل. (فرهنگ فارسی معین). رایگان.
مفت. مجان. مجاناً. دادن چیزی بی آنکه
چیزی در برابر گرفته شود.