معنی و تعریف
[ اَ بُلْ حُ سَ ] (اِخ) احمدبن
محمد السهیلی. وزیر ابوالعباس مأمون بن
محمد خوارزمشاه. او مردی حکیم طبع و
فضل دوست و کریم النفس بود. و از اینرو در
دورهٔ او عمدهٔ حکمای بزرگ عصر همه
بخوارزم گرد شده و در سایهٔ حمایت او و
ابوالعباس مأمون پادشاه دانش پرور به رفاه
و بی نیازی میزیستند و آنگاه که محمود
غزنوی علمای دربار او را بغزنه طلب کرد و
ابوعلی بن سینا و ابوسهل مسیحی رغبت
پیوستن به خدمت محمود نکردند به اشارهٔ
وزیر و هم خوارزمشاه پیش از بار دادن
رسول محمود، ابوعلی و ابوسهل را پنهانی
بگرگان فرستادند تا از آنجا به ری شوند و
دیگران را چون ابوریحان و ابونصر و
ابوالخیر که خود خواهان رفتن به دربار
محمود بودند بغزنه فرستادند.