معنی و تعریف
[ بَ ] (ع مص) ظاهر شدن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). || سبز و با نبات شدن زمین. (از اقرب الموارد). رویانیدن زمین گیاه را. (آنندراج) (از متن اللغه). || سبز شدن شوره گیاه. (اقرب الموارد). پدید آمدن سبزی برگ شوره گیاه. (از متن اللغة). || (اِ) هر گیاهی که زمین بدان سبز گردد. ج، ابقال و بُقول (ناظم الاطباء): جملگی گفتند با موسی ز آز بقل و قثاء و عدس سیر و پیاز.مولوی.
|| هندبا. (از تذکرهٔ انطاکی). و رجوع به بقل دشتی شود. || سالاد. مخلوطی از گیاهان ادویه زده. ج، بقول. (دزی ج ۱ ص ۱۰۳). - بقل الروم؛ رجوع به بقلة الذهبیة در ترکیبات بقلة شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
بقل
شماره: 65246
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ بَ ] (ع مص) ظاهر شدن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). || سبز و با نبات شدن زمین. (از اقرب الموارد). رویانیدن زمین گیاه را. (آنندراج) (از متن اللغه). || سبز شدن شوره گیاه. (اقرب الموارد). پدید آمدن سبزی برگ شوره گیاه. (از متن اللغة). || (اِ) هر گیاهی که زمین بدان سبز گردد. ج، ابقال و بُقول (ناظم الاطباء): جملگی گفتند با موسی ز آز بقل و قثاء و عدس سیر و پیاز.مولوی.
|| هندبا. (از تذکرهٔ انطاکی). و رجوع به بقل دشتی شود. || سالاد. مخلوطی از گیاهان ادویه زده. ج، بقول. (دزی ج ۱ ص ۱۰۳). - بقل الروم؛ رجوع به بقلة الذهبیة در ترکیبات بقلة شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
65246
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی