معنی و تعریف
[ بَ عْ وْ ] (ع مص) گناه کردن و خطا
نمودن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب
الموارد). جنایت کردن. (تاج المصادر بیهقی)
(زوزنی) (از اقرب الموارد). || غالب آمدن
بر کسی در قمار و رسیدن از وی چیزی. (از
منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة).
|| عاریت گرفتن سگ شکاری و اسب
برای رهان . (منتهی الارب) (ناظم الاطباء)
(آنندراج). چیزی بعاریت گرفتن. (از اقرب
الموارد). بعاریت گرفتن سگ برای شکار یا
اسب برای مسابقه. (از اقرب الموارد).
|| چشم زخم رسانیدن کسی را. بدی آوردن
بر کسان. (از آنندراج) (منتهی الارب)
(ناظم الاطباء).