معنی و تعریف
[ بُ ] (ع اِ) مقداری است معین و آن از سر خنصر باشد تا سر بنصر. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). مقداری است معین و از سر خنصر تا سر بنصر باشد، عَتَب میان بنصر و وسطی، و رَتَب میان وسطی و سبابه، و فتر میان سبابه و ابهام. (از آنندراج). فرجهٔ میان خنصر و بنصر. (غیاث). بالا که میان خنصر و بنصر بود. ج، ابصام. (مهذب الاسماء). || رجل ذوبصم؛ مرد ستبر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). سطبر. (از آنندراج). || ثوب ذوبصم؛ جامهٔ ستبر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). سطبر. (از آنندراج). || باسمهٔ روی پارچه. (دزی ج ۱ ص ۹۲).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
بصم
شماره: 64325
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ بُ ] (ع اِ) مقداری است معین و آن از سر خنصر باشد تا سر بنصر. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). مقداری است معین و از سر خنصر تا سر بنصر باشد، عَتَب میان بنصر و وسطی، و رَتَب میان وسطی و سبابه، و فتر میان سبابه و ابهام. (از آنندراج). فرجهٔ میان خنصر و بنصر. (غیاث). بالا که میان خنصر و بنصر بود. ج، ابصام. (مهذب الاسماء). || رجل ذوبصم؛ مرد ستبر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). سطبر. (از آنندراج). || ثوب ذوبصم؛ جامهٔ ستبر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). سطبر. (از آنندراج). || باسمهٔ روی پارچه. (دزی ج ۱ ص ۹۲).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
64325
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی