معنی و تعریف
[ تَ ] (اِ) نام قسمی گل و شاید
سوری :
بر گلبنان گنبد اخضر نهاد او
گلهای گونه گونه ز خیری و آتشی.
؟ (از مقامات حمیدی).
|| (ص نسبی) برنگ آتش. منسوب به
آتش. و مثلثه یا بروج آتشی حمل و اسد و
قوس است. || مجازاً، سخت خشمگین
و غضبناک. سخت بهیجان آمده. سخت تیز و
تند شده. و فعل آن آتشی شدن و آتشی کردن
است.