معنی و تعریف
[ بَ ] (اِ) انتظار. (برهان). انتظار و امید و میل و خواهش. (ناظم الاطباء). بدمو. (برهان): هست آسان رفتنم برموی سر نزد من بسیار از برموی وصل. نورالدین مقدم.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
برمو
شماره: 61515
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ بَ ] (اِ) انتظار. (برهان). انتظار و امید و میل و خواهش. (ناظم الاطباء). بدمو. (برهان): هست آسان رفتنم برموی سر نزد من بسیار از برموی وصل. نورالدین مقدم.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
61515
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی