معنی و تعریف
[ اَ بُلْ حُ رر ] (اِخ) بوالحرّ. در
قطعهٔ ذیل از لبیبی نام این شاعر آمده است:
قیاس... نْش چگونه کنم بیا و بگوی
ایا گذشته به شعر از بیانی و بوالحر
اگر ندانی بندیش تا چگونه بود
که سبزه خورده بفاژد بهارگه اشتر.لبیبی.
و در لغت نامهٔ اسدی بیتی از او برای کلمهٔ
غازه شاهد آمده است:
شرطم نه آنکه تیر و کمان خواهد
شرط آنکه سرمه خواهد با غازه.