معنی و تعریف
[ تَ فَ / فِ ] (نف مرکب) آن چیز یا آن کس که آتش افشاند. - طیارهٔ آتش فشان؛ کشتی که با آن نفت و آتش بدشمن می افکندند: مرکبی دریاکش و طیاره ای آتش فشان گه نشیب و گه فراز و گاه وصل و گاه نای. منوچهری.
- کوه آتش فشان و آتش افشان؛ کوهی که از دهانهٔ آن آب سیه و آتش و خاکستر سوزان بیرون جهد. بُرْکان.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آتش فشان
شماره: 587
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ تَ فَ / فِ ] (نف مرکب) آن چیز یا آن کس که آتش افشاند. - طیارهٔ آتش فشان؛ کشتی که با آن نفت و آتش بدشمن می افکندند: مرکبی دریاکش و طیاره ای آتش فشان گه نشیب و گه فراز و گاه وصل و گاه نای. منوچهری.
- کوه آتش فشان و آتش افشان؛ کوهی که از دهانهٔ آن آب سیه و آتش و خاکستر سوزان بیرون جهد. بُرْکان.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
587
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی