معنی و تعریف
[ اَ بُلْ بَ رَ تِ
بَ ] (اِخ) هبةاللََّه بن یعلی بن ملکاء بلدی
بغدادی، طبیب و فیلسوف یهودی. ملقب به
اوحدالزمان از مردم بلد در طریق بغداد به
موصل. او به قرن ششم میزیست. در ابتداء
به بغداد شد و نزد ابوالحسن سعیدبن هبةاللََّه
دانش طب فراگرفت و در همانجا شغل
طبابت ورزید و شهرت یافت و کرّتی برای
معالجهٔ سلطان مسعودبن ملکشاه سلجوقی
بایران آمد و بیماری او علاج کرد و با نعمت
وافر به بغداد بازگشت و در این وقت مرض
داخس (عقربک) در لشکریان سلطان افتاد
و او با قطع انگشت علاج میکرد و دیگر
طبیبان با مرهم و دوا مداوا نمی توانستند و
از این رو بر شهرت او بیفزود و در اواخر
عمر مسلمانی گرفت. او راست: کتابی در
فلسفه بنام معتبر مشتمل بر منطق و طبیعی
و الهی با عبارتی فصیح و مقاصدی روشن و
کتاب امین الارواح و کتاب الاقرابادین و
اختصارالتشریح لجالینوس و رسالةٌ فی
العقل و ماهیته و رسالة فی الدوّاء، و ابن
خلکان در ذیل ترجمهٔ ابن تلمیذ هبةاللََّه نام
و نسبت وی را بدین گونه ضبط کرده است:
هبةاللََّه بن علی بن ملکان. وفات او در زمان
مستضی ء بمرض جذام بود.