معنی و تعریف
(اِ) اُسْرُب. سرب. || سرب سوخته.
آنُک محرق. رصاص اسود. (قاموس). سرب
سیاه. و طریقهٔ ساختن آن آن است که سرب را
در تابه ای آهنین نهند و کاسه ای که بن آن
سوراخ است بر روی تابه واژگون کنند و
بدمند تا آنگاه که سرب سوخته گردد و آن در
علاج ریشها و بواسیر و سرطان بکار است. و
نیز توتیا و اثمد را آبار نام داده اند، چه مادهٔ
عاملهٔ آن سرب سوخته است.