معنی و تعریف
[ تَ زَ دَ ] (مص مرکب) آتش اندرزدن. سوزانیدن : بفرمود تا آتش اندرزدند همه شهر توران بهم برزدند.فردوسی.
- آتش زدن در مالی؛ بگزاف صرف کردن آن، و یا فروختن آن بثمن بخس. - آتش زدن کسی را؛ او را خشمگین کردن. - موی کسی را آتش زده بودن؛ درست بوقت رسیدن او.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آتش زدن
شماره: 571
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ تَ زَ دَ ] (مص مرکب) آتش اندرزدن. سوزانیدن : بفرمود تا آتش اندرزدند همه شهر توران بهم برزدند.فردوسی.
- آتش زدن در مالی؛ بگزاف صرف کردن آن، و یا فروختن آن بثمن بخس. - آتش زدن کسی را؛ او را خشمگین کردن. - موی کسی را آتش زده بودن؛ درست بوقت رسیدن او.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
571
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی