معنی و تعریف
[ تَ خوا / خا ] (نف مرکب) آنکه از خانهٔ همسایه و مانند آن قبس و جذوه ای طلبد گیراندن هیمه یا ذغال و یا چراغ خویش را. قابس : ای گشته دلم بی تو چو آتشگاهی وز هر رگ جان من به آتش راهی چون میدانی که در دل آتش دارم ناآمده بگذری چو آتش خواهی.عطار.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آتش خواه
شماره: 558
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ تَ خوا / خا ] (نف مرکب) آنکه از خانهٔ همسایه و مانند آن قبس و جذوه ای طلبد گیراندن هیمه یا ذغال و یا چراغ خویش را. قابس : ای گشته دلم بی تو چو آتشگاهی وز هر رگ جان من به آتش راهی چون میدانی که در دل آتش دارم ناآمده بگذری چو آتش خواهی.عطار.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
558
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی