معنی و تعریف
[ اِ نُ هِ ] (اِخ) محمدبن یحیی بن
هشام خزرجی انصاری اندلسی، معروف به
ابن بردعی. شاگرد ابن خروف نحوی. و
شلوبینی از او اخذ علم و ادب کرده است. او
راست: کتاب فصل امقال فی ابنیة الافعال.
المسائل و النخب. الافصاح بفوائد الایضاح
و الاقتراح فی تلخیص الایضاح و شرحه و
غیر ذلک.