معنی و تعریف
[ اِ نُ هُ بَ رَ ] (اِخ) ابوخالد
یزید فرزند ابوالمثنی عمربن هبیرهٔ فزاری.
از دست ولیدبن یزید فرمانداری قنسرین
داشت و از طرف مروان بن محمد والی و
مأمور جنگ خوارج شد و در رمضان ۱۲۹
هـ . ق. بشهر کوفه درآمد و هم شهر واسط را
بگرفت و پس از دستگیر کردن ضحاک بن
قیس رئیس خوارج بر عراق مستولی گشت
و در جنگی که با قحطبةبن شبیب فرمانده
عباسی داد بهزیمت شد و در شهر واسط
محصور جیش حسن بن قحطبه گردید و
ابوجعفر منصور بتن خویش بمدد حسن
شتافت و ابن هبیره مجبور به تسلیم گشت و
عباسیان با اینکه او را زنهار داده بودند
بکشتند. مولد او به سال ۸۷ و وفات در
۱۳۲ بوده است. قصر ابن هبیره (خسروساد)
بکوفه منسوب بدوست.