معنی و تعریف
[ اِ نُ نَ ] (اِخ) ابوالفضل
عبدالمنعم بن عبدالعزیز اسکندری. شاعر
معروف. او در دربار ناصر عباسی میزیست
و کرّتی از طرف خلیفه بسفارت نزد امیر
میورقه یحیی بن عافیه رفت و مدتی بدانجا
بود. پس از بازگشت نظارت بیمارستان
عضدی بدو دادند. ابن نطرونی از شعرای
معروف زمان خویش است. وفات او۶۰۳
هـ . ق. بوده است.