(حامص) (از پهلوی آواتی ،
عمران. سعادت) عمارت. عمران. برابر
ویرانی :
آبادی میخانه ز ویرانی ماست
جمعیت کفر از پریشانی ماست.خیام. ||(اِ) جای آباد و جای معمور. آبادانی،
از ده و شهر و امثال آن :
که جغد آن به که آبادی نبیند.نظامی.
لینک ها و اشتراک گذاری
آبادی
شماره: 55
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
(حامص) (از پهلوی آواتی ،
عمران. سعادت) عمارت. عمران. برابر
ویرانی :
آبادی میخانه ز ویرانی ماست
جمعیت کفر از پریشانی ماست.خیام. ||(اِ) جای آباد و جای معمور. آبادانی،
از ده و شهر و امثال آن :
که جغد آن به که آبادی نبیند.نظامی.