معنی و تعریف
[ اِ نُ مَ لَ ] (اِخ) حسن بن
مخلدبن جراح. او از سال ۲۴۳ هـ .ق .
متصدی امر ضیاع (خالصه های دیوانی) بود.
پس از مرگ عبیداللََّه بن یحیی معروف به ابن
خاقان به سال ۲۶۳ بمنصب وزارت معتمد
خلیفه و رازداری برادر او موفق رسید. و
آنگاه که موسی بن بغا بسامرا نزول کرد او به
بغداد گریخت و وزارت بسلیمان وهب و
رازداری به پسر وی عبیداللََّه تفویض شد.
پس از یک سال سلیمان عزل شد و
خانه اش بتاراج رفت و وزارت به ابن مخلد
بازدادند لیکن در ذی الحجهٔ همان سال
سلیمان آزاد گشت و ابن مخلد فراری و
املاک او مصادره شد.