مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آتش بار
533
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ تَ ]
(نف مرکب)
آنکه آتش فروریزد: هیزم خشک و برق آتش بار مرد خفته ست و دشمن بیدار.اوحدی.
||
(اِ مرکب)
باتری. دسته ای از توپها.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آتش بار
شماره: 533
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ تَ ]
(نف مرکب)
آنکه آتش فروریزد: هیزم خشک و برق آتش بار مرد خفته ست و دشمن بیدار.اوحدی.
||
(اِ مرکب)
باتری. دسته ای از توپها.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
533
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری