معنی و تعریف
[ اِ نُ قَ سی ی ] (اِخ) احمد.
یکی از شیوخ متصوفه. او به سال ۵۳۴
هـ .ق . در اندلس دعوی مهدویت کرد و در
۵۳۸ بر میرتلا و بعض مواضع دیگر مستولی
شد لکن پیروان او، او را بموحدین تسلیم
کردند و عبدالمؤمن موحدی وی را آزاد
کرد و مدتها در دربار موحدین بزیست و
عاقبت بدست یکی از پیروان خویش کشته
شد. او راست کتابی در تصوف به نام
خلع النعلین فی الوصول الی حضرة الجمعین
و این کتاب را شیخ محیی الدین عربی شرح
کرده و در آنجا گفته است: ان المصنف کان
من اهل العربیة و الفضل متضلعاً من اللغة
فلایقصد الی کلمة الا لحکمة یراها، و این
عبارت ابن عربی مقام شامخ مؤلف و تألیف
را اثبات میکند و شرح دیگری نیز شیخ
عبدی شارح فصوص بر این کتاب دارد.