معنی و تعریف
[ اِ نُ ] (اِخ) ابوالعباس احمدبن
ابی احمد. فقیه شافعی، شاگرد ابن سریج.
مولد و موطن او مازندران. وقتی قاضی
طرسوس بوده و در همانجا هنگامی که بر
منبر مجلس میگفته فجأةً درگذشته است. او
را میان علمای شافعی شهرتی بکمال است
و کتب قلیل الحجم کثیرالنفع دارد، ازجمله:
کتاب التلخیص. کتاب ادب القاضی.
کتاب المفتاح. کتاب دلائل القبله.
کتاب المواقیت. وفات او به سال ۳۳۵ یا
۳۳۶ هـ .ق . بوده است.