معنی و تعریف
[ اِ نُ ] (اِخ) یکی از ولات
آل بویه. او در ۴۰۶ هـ .ق . بر آل بویه طغیان
کرد و حکومت قزوین تقاضا میکرد و در
نواحی ری بغارت و راهزنی پرداخت و از
فلک المعالی منوچهربن قابوس برای جنگ
با مجدالدولهٔ دیلمی مدد خواست و او با
مجدالدوله و مادرش چند بار به محاربه
پرداخت و به آخر مجدالدوله در ۴۰۷
حکمرانی اصفهان بدو داد و غائلهٔ او رفع
شد.