آتش افروختن524
معنی و تعریف
[ تَ اَ تَ ] (مص مرکب) تسعیر. تأریث. توقید. ایقاد. تسجیر. استیقاد. اشعال. اثقاب. تثقیب. تأریش. ایراء. توریه. تشعیل. الهاب. اضرام. تلهیب. تأجیج. روشن کردن. و رجوع به افروختن شود. || مجازاً، فتنه انگیختن و سبب جنگ و دشمنی شدن : میان دو تن آتش افروختن نه عقل است و خود در میان سوختن. سعدی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آتش افروختن
شماره: 524
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ تَ اَ تَ ] (مص مرکب) تسعیر. تأریث. توقید. ایقاد. تسجیر. استیقاد. اشعال. اثقاب. تثقیب. تأریش. ایراء. توریه. تشعیل. الهاب. اضرام. تلهیب. تأجیج. روشن کردن. و رجوع به افروختن شود. || مجازاً، فتنه انگیختن و سبب جنگ و دشمنی شدن : میان دو تن آتش افروختن نه عقل است و خود در میان سوختن. سعدی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
524
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی