معنی و تعریف
[ اِ نُ عَ کِ ] (اِخ) ابوالقاسم
علی بن حسن. مورخ و محدث و سیاح
دمشقی. او به عراق و ایران سفر کرد و تا
خراسان برفت و از علمای این ممالک مانند
اصحاب برمکی و تنوخی و جوهری حدیث
شنود و علوم و دانش های مختلف فراگرفت.
او را تألیفاتی چند است، ازجمله: کتاب
تاریخ دمشق در هشتاد مجلد که بعض
مجلدات آن باقی و دو جزو آن به طبع
رسیده است. کتاب معجم الشیوخ. کتاب
مناقب الشباب. کتاب الاطراف للسنن. و او را
نزد سلطان صلاح الدین ایوبی حرمت و
مکانتی بلند بود چنانکه سلطان بتن خویش
در جنازهٔ او حاضر شد. مولد او در ۴۹۹
هـ .ق . و وفات به ۵۷۱ بوده است.