معنی و تعریف
[ اِ نُ عِ ] (ع اِ مرکب) جانوری بَرّی شبیه بموش، سر و پاهای آن بزرگتر و درازتر از آن، موی دُمش افشان و در مصر بخانه ها الفت گیرد و بدانجا به عرسه معروف است. و گویند چون طعامی زهرگین بیند موی بر اندام راست کند و فریاد برآورد. راسو. (خلاص نطنزی). سرغوب. پُرسُق. موش خرما. (برهان). ابوالحُمارِس. عرسه. ج، بنات عرس، بنوعرس.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابن عرس
شماره: 5133
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ نُ عِ ] (ع اِ مرکب) جانوری بَرّی شبیه بموش، سر و پاهای آن بزرگتر و درازتر از آن، موی دُمش افشان و در مصر بخانه ها الفت گیرد و بدانجا به عرسه معروف است. و گویند چون طعامی زهرگین بیند موی بر اندام راست کند و فریاد برآورد. راسو. (خلاص نطنزی). سرغوب. پُرسُق. موش خرما. (برهان). ابوالحُمارِس. عرسه. ج، بنات عرس، بنوعرس.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
5133
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی