معنی و تعریف
[ اِ نُ عَ رَ ] (اِخ) شهاب الدین
ابوالعباس احمدبن محمدبن عبداللََّه الحنفی.
اصلاً ایرانی و مولد او در سال ۷۹۱ هـ .ق . به
دمشق. هنگام هجوم تیمور به شام ابن
عربشاه بسمرقند رفت (۸۰۳) و نزد
جرجانی و جزری بتحصیل علوم ادبیه
پرداخت و زبان ترکی و مغولی بیاموخت و
در ۸۱۱ بخطا رفته و از شرامی حدیث
شنود و از آنجا بخوارزم و حاجی طرخان و
شبه جزیرهٔ قرم و از آنجا به ادرنه بخدمت
سلطان محمد اول شد و سلطان او را کاتب
خویش کرد. در سال ۸۲۴ به حلب و در
۸۲۵ به دمشق سفر کرد و از ابوعبداللََّه
محمد بخاری حدیث فراگرفت و در ۸۳۲
بزیارت خانه توفیق یافت و در ۸۴۰ در
قاهره بصحبت تغری بردی نائل گشت، و
بدانجا ببود تا در ۸۵۴ درگذشت. او راست:
کتاب عجائب المقدور فی نوائب تیمور.
کتاب فاکهةالخلفا و مفاکهةالظرفا در ده باب
مانند کلیله و دمنه و آن اقتباسی است از
مرزبان نامه. ترجمان المترجم بمنتهی الارب
فی لغة الترک و العجم و العرب. و او را
ترجمه های چندی است از فارسی و عربی
به ترکی که به نام سلطان محمد و سلطان
مراد کرده است، ازجمله: جامع الحکایات و
لامع الروایات عوفی. تفسیر ابولیث. تعبیر
دینوری و غیرها. و او را دو فرزندحسن و
تاج الدین عبدالوهاب بوده است.