معنی و تعریف
[ اِ نُ طَیْ یِ ] (اِخ) ابوالفرج
عبداللََّه. حکیم و طبیبی مشهور، معاصر
ابوعلی بن سینا. از اطبای بیمارستان عضدی
بغداد. او صحبت ابن بطلان و چند طبیب
مشهور دیگر درک کرده و ابوعلی تألیفات
طبی او را تحسین میکرده لکن به کتب
فلسفی او وقعی نمی نهاده است. او را با ابن
سینا و ابن هیثم مکاتباتی است و تا سال
۴۳۵ هـ .ق . حیات داشته است. وی صاحب
تصنیفات بسیار است و در سهولت تألیف
بمرتبتی بوده که غالباً املا میکرده و کَتَبه
مینوشته اند. بیشتر تألیفات او شروحی است
بر تصانیف قدما و هم او را کتبی است که
خود ماتِن آن است. ازجملهٔ شروح طبی
اوست: شرحی بر ابیذیمیا و فصول ابقراط.
الستةعشر جالینوس. وظائف الاعضاء
جالینوس. مسائل حنین. نیز او راست:
خلاصهٔ ستةعشر جالینوس که آنرا ثمار
الستةعشر نامیده است. شروح فلسفی او
عبارت است از: شرح مقولات. شرح العباره
و انالوطیقای اول و ثانی و طوبیقا و
ریطوریقا و بئوطیقا و کتاب الحیوان ارسطو و
نیز شرحی بر ایساغوجی فرفوریوس. و ابن
عبری گوید کتب ارسطو و نیز تورات را او
به عربی نقل کرده است. و کتبی که خود
ماتِن است: مقالة فی القوی الطبیعیه. مقالة
فی الشراب. تعالیق فی العین. مقاله ای در
علت مستفرغ بودن اخلاط جز خون. کتاب
النکت و الثمار الطبیة و الفلسفیه.