معنی و تعریف
[ اِ نُ هِ ] (اِخ) ابوعبدالرحمن
محمد رئیس. از ادبای اندلس. و او را
رسائل و آثاری است مسجع و بلیغ. بتهمت
رفض روزگاری دراز محبوس بود و سپس
بمیانجی گری ابوبکر وزیر خلاص یافت و
در بلنسیه اقامت گزید و آنگاه که این شهر
بدست ترسایان افتاد اسیر گشت و پس از
مدتی رها شد و در ۵۰۷ هـ .ق . وفات کرد.