معنی و تعریف
[ اِ نُ هِ ] (اِخ) ابوالعباس
محمدبن عبداللََّه خراسانی. ادیب معروف. از
دست متوکل خلیفه حکومت بغداد داشت و
بزمان معتز بر منزلت و مکانت او بیفزود. او
را اشعار لطیفه است، از جمله در توصیف
ترنج گوید:
جسم لطیف قمیصه ذَهب
رکبٌ فیه بدیع ترکیب
فیه لمن شمّه و ابصره
لون محب و ریح محبوب.
وفات او به سال ۲۵۳ هـ .ق . بوده است.