معنی و تعریف
[ اِ نُ صَ بُ ] (اِخ)
معرب چهاربخت. نام او عیسی، از مردم
جندیشاپور. طبیب ماهر و معروف. از
تألیفات او کتابی است الفبائی به نام قوی
لادویةالمفرده [ کذا ] . (ابن الندیم). و قفطی
گوید او شاگرد جرجیس بن بختیشوع بوده و
آنگاه که منصور خلیفه برای علاج خویش
به بیمارستان جندیشاپور مراجعه و از آنجا
جرجیس را به بغداد طلب کرد چون
بختیشوع خود مریض بود ابن صهاربخت را
بنزد خلیفه فرستادن خواست و او سر باززد
و بختیشوع ابراهیم شاگرد دیگر خویش را
بخدمت خلیفه گسیل کرد.