معنی و تعریف
[ اِ نُ سَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) راه گذری. (مهذب الاسماء) (دهار). رهگذری. (خلاص نطنزی). ابن السبیل. راهگذار. رهگذر. راه رو. مسافر: شنیدم که یک هفته ابن السبیل نیامد بمهمانسرای خلیل.سعدی.
|| در اصطلاح فقهاء مسافری از وطنْ دور که در جای باش خویش توانگر است و اینجا بی زاد و راحله و درویش مانده و سامان بازگشت حتی بطریق فروش و قرض ندارد. و چنین کس از مستحقین زکوة بود. ابن السبیل. ج، ابناء سبیل.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابن سبیل
شماره: 4941
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ نُ سَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) راه گذری. (مهذب الاسماء) (دهار). رهگذری. (خلاص نطنزی). ابن السبیل. راهگذار. رهگذر. راه رو. مسافر: شنیدم که یک هفته ابن السبیل نیامد بمهمانسرای خلیل.سعدی.
|| در اصطلاح فقهاء مسافری از وطنْ دور که در جای باش خویش توانگر است و اینجا بی زاد و راحله و درویش مانده و سامان بازگشت حتی بطریق فروش و قرض ندارد. و چنین کس از مستحقین زکوة بود. ابن السبیل. ج، ابناء سبیل.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
4941
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی