معنی و تعریف
[ اِ نُ رَ ] (اِخ) ابوعلی حسن بن
رشیق. پدرش مملوک محرَّر رومی بوده و
زرگری پیشه داشته. بین ۳۸۵ و ۳۹۰ هـ .ق .
در مسیله از شهرهای افریقیه متولد و۴۵۶ یا
۴۶۳ در شهر مازر واقع در صقلیه
درگذشته است. او ادیبی لغوی و شاعر بود و
در قیروان معز باللََّه فاطمی را مدح میگفت.
وقتی در آنجا فتنه ای افتاد و قبائل عرب
این شهر را غارت کردند. معز باللََّه، و ابن
رشیق با او، به مهدیه گریختند خلیفه بدانجا
رحلت کرد و ابن رشیق به صقلیه رفت. از
تألیفات اوست: عمده در نقد شعر.
قراضةالذهب فی نقد اشعار العرب.
کتاب الشذوذ در لغت. کتاب الانموذج. (از
بغیةالوعاة) (ابن خلکان).