[ آبْ ] (حامص مرکب) کار آبیار.
سقایت :
به آبیاری دولت بباغ نصرت شاه
بسال فتح گل خارمند شد بویا.
خوندمیر مورخ. - آبیاری کردن؛ آب دادن. مشروب
کردن. آب پاشی کردن. آب زدن. سیرآب
کردن.
لینک ها و اشتراک گذاری
آبیاری
شماره: 489
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ آبْ ] (حامص مرکب) کار آبیار.
سقایت :
به آبیاری دولت بباغ نصرت شاه
بسال فتح گل خارمند شد بویا.
خوندمیر مورخ. - آبیاری کردن؛ آب دادن. مشروب
کردن. آب پاشی کردن. آب زدن. سیرآب
کردن.