مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آبیار
487
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ آبْ ] (ص مرکب، اِ مرکب) آنکه کشت را آب دهد. اویار. آب بخش. میرآب. قلاد. ساقی : تا کشت تخم مهر تو، یکدم جدا نشد از چشمه سار خون جگر آبیار چشم. کمال اصفهانی.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آبیار
شماره: 487
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ آبْ ] (ص مرکب، اِ مرکب) آنکه کشت را آب دهد. اویار. آب بخش. میرآب. قلاد. ساقی : تا کشت تخم مهر تو، یکدم جدا نشد از چشمه سار خون جگر آبیار چشم. کمال اصفهانی.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
487
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری