معنی و تعریف
[ اِ نُ خَ ] (اِخ) ابوزکریا
یحیی، برادر مورخ مشهور عبدالرحمن
(۷۳۴-۷۸۰ هـ .ق .). در تونس متولد شد و
پس از فراگرفتن علوم مختلف بخدمت
ملوک مغرب پیوست و به سال ۷۵۷ در
خدمت ابوسالم سلطان مراکش بود و او
کرّتی یحیی را بسفارت نزد ابوحمو سلطان
تلمسان فرستاد و از وی مساعدت خواست
و ابن خلدون پس از انجام مقصود بازگشت
و در سال ۷۶۹ ابوحمو دیوان انشاء خود را
بدو سپرد و بسنهٔ ۷۷۲ از خدمت او کناره
گزید و به عبدالعزیز مرینی پیوست و پس از
وی در خدمت جانشین او محمد سعید بود
و در سال ۷۷۵ بار دیگر بخدمت ابوحمو
بازگشت و دیوان انشاء بدو مفوض شد. پسر
ابوحمو که با او خصومت می ورزید چند
کس برگماشت تا در معبری او را غیلةً
بکشتند (رمضان ۷۸۰). ابوزکریا کتابی در
تاریخ بنوعبدالواد موسوم به بغیةالوُراد
داشته است. این کتاب به طبع رسیده است.