معنی و تعریف
[ اِ نُ جَ عَ ] (اِخ) چند تن از
دانشمندان عرب از یک خاندان بدین نام
معروفند: ۱ -بدرالدین ابوعبداللََّه محمدبن
ابراهیم کنانی فقیه (۶۳۹-۷۳۳ هـ .ق .). او
مدتی قاضی القضاة بیت المقدس و چندی
قاضی القضاة قاهره و وقتی قاضی القضاة
دمشق بوده است. مهمترین کتب او
تحریرالاحکام است. ۲ -ابوعمر عبدالعزیز
عزالدین فرزند ابن جماعهٔ مذکور (۶۴۹
-۷۶۷ هـ .ق .). او نیز مانند پدر قاضی مصر
یا شام بوده است. ۳ -ابراهیم بن عبدالرحیم
نوادهٔ بدرالدین مذکور (۷۲۵-۷۹۰ هـ .ق .).
او در سال ۷۷۳ قاضی مصر و مدرس
صالحیه بوده و در سنهٔ ۷۷۴ به بیت المقدس
رفته و باز در ۷۸۱ قاضی مصر و در ۷۸۵
بقضای دمشق منصوب گردیده است.
۴ -ابوعبداللََّه محمدبن ابی بکر نوادهٔ عزالدین
طبیب. او در قاهره طبیب و مدرس فلسفه
بود و بدانجا بمرض وبا درگذشت. شرحی
بر منظومهٔ موسوم به بدءالأمالی نوشته است
(۷۵۹-۸۱۹ هـ .ق .). و از این دوده است
عمادبن جماعه که بسعایت او شهید اول
محمدبن مکی در حظیرةالقدس به سال ۷۸۶
مقتول و مصلوب شد.