معنی و تعریف
[ اِ نُ جُ بَ ] (اِخ) ابوالحسن
محمدبن احمد کنانی. رحالهٔ عرب. مولد
۵۴۰ هـ .ق . در بلنسیه . او در شاطبه فقه
آموخت و سه بار بمشرق مسافرت کرد. و
علاوه بر زیارت خانه و بلادی که در راه
مکه است مدینه و کوفه و بغداد و موصل و
حلب و دمشق را بدید و از عکا به صقلیه
(سیسیل) و قرطاجنه رفت و در سفر اخیر
باسکندریه به سال ۶۱۴ درگذشت. شرح
مسافرتهای او خاصه آنچه راجع به صقلیه
است از اهم و انفع مؤلَّفات عرب است در
جغرافیای این جزیره.