معنی و تعریف
[ بُ گِ ] (اِ مرکب، از اتباع) خانه. بنا. زمین. - آب و گلی در جایی داشتن؛ خانه یا مزرعه ای را در آنجا دارا بودن. - از آب و گل درآمدن یا درآوردن؛ بسن رشد و بلوغ یا نزدیک به آن رسیدن یا رسانیدن. || گاه آب و گل گویند و مراد آب و خاک است : گر خود از اصل بنگریم او را آب و گل مادر و پدر باشد.مسعودسعد.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آب و گل
شماره: 471
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ بُ گِ ] (اِ مرکب، از اتباع) خانه. بنا. زمین. - آب و گلی در جایی داشتن؛ خانه یا مزرعه ای را در آنجا دارا بودن. - از آب و گل درآمدن یا درآوردن؛ بسن رشد و بلوغ یا نزدیک به آن رسیدن یا رسانیدن. || گاه آب و گل گویند و مراد آب و خاک است : گر خود از اصل بنگریم او را آب و گل مادر و پدر باشد.مسعودسعد.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
471
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی