معنی و تعریف
[ اِ نُ ثُ نَ ] (اِخ) از امرای
مسلمین در جزیرهٔ صقلیه در اواسط قرن
پنجم هجری. او از قُوّاد جیش بوده و فرزند
ابن اکحل امیر سابق آن جزیره را بقتل
آورده و خود مستقل گشت و خویشتن را
قادر باللََّه نامید و با مساعدت بعض ملوک
نصاری چندی حکومت راند.