معنی و تعریف
[ بُ رَ ] (اِ مرکب، از اتباع) سپیدی و سرخی در چهره و رونق و جلا: خوش آب و رنگ. بد آب و رنگ : حواصل چون بود در آب چون رنگ همان رونق در او از آب و از رنگ.نظامی. ز قد و روی تو شرمنده باغبان میگفت که آب و رنگ ندارند سرو و لالهٔ ما.؟
|| رنگ و رو. رنگ و آب.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آب و رنگ
شماره: 469
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ بُ رَ ] (اِ مرکب، از اتباع) سپیدی و سرخی در چهره و رونق و جلا: خوش آب و رنگ. بد آب و رنگ : حواصل چون بود در آب چون رنگ همان رونق در او از آب و از رنگ.نظامی. ز قد و روی تو شرمنده باغبان میگفت که آب و رنگ ندارند سرو و لالهٔ ما.؟
|| رنگ و رو. رنگ و آب.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
469
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی