مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
ابن النعامه
4605
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ نُنْ نَ مَ ]
(ع اِ مرکب)
شاهراه. محجةالطریق.
||
استخوان ساق.
||
اسب فربه.
||
الساقی یکون علی رأس البئر.
||
رگی در پای. (المزهر).
||
(اِخ)
نام اسبی. (المزهر).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
ابن النعامه
شماره: 4605
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ نُنْ نَ مَ ]
(ع اِ مرکب)
شاهراه. محجةالطریق.
||
استخوان ساق.
||
اسب فربه.
||
الساقی یکون علی رأس البئر.
||
رگی در پای. (المزهر).
||
(اِخ)
نام اسبی. (المزهر).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
4605
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری