معنی و تعریف
[ اِ نُصْ صَ بْ با ] (اِخ)
ابونصر عبدالسیدبن محمدبن عبدالواحدبن
احمدبن جعفر. فقیه شافعی. بروزگار خود
فقیه عراقین بود و او را عدیل شیخ
ابواسحاق شیرازی میشمردند و در معرفت
مذاهب بر ابواسحاق مقدم بود. از بلاد بعیده
طالبین علم بخدمتش می شتافتند، وی
مردی ثقه و صالح و حجت بود آنگاه که
نظام الملک مدرسهٔ نظامیه بساخت تدریس
آن بدو تفویض کرد و بیست روز در این
مقام ببود سپس این شغل بشیخ ابواسحاق
شیرازی محول گشت و پس از مرگ
ابواسحاق بار دیگر سمت مدرسی بدو
واگذار شد، و ابوالحسن محمدبن هلال بن
صابی در کتاب خود گوید بنای مدرسهٔ
نظامیه را نظام الملک در ذیحجهٔ سال ۴۵۷
هـ .ق . آغاز و در شنبهٔ دهم ذی القعده از سال
۴۵۹ افتتاح کرد. و بتدریس شیخ ابواسحاق
امرداد و در روز مقرر ابواسحاق غیبت کرد
و هرچند او را جستند نیافتند و از اینرو این
سمت به ابن صباغ ارجاع شد و شاگردان
شیخ ابواسحاق بدو نوشتند که اگر از
تدریس نظامیه امتناع ورزد به حوزهٔ ابن
صباغ خواهند پیوست وی بار دیگر این
سمت بپذیرفت و ابن صباغ کناره گرفت و
مدت تدریس ابن صباغ بیست روز بیش
نکشید، و ابن نجار در تاریخ بغداد گوید
چون ابواسحاق وفات کرد مدرّسی به
ابوسعید منوفی دادند و پس از چندی وی
کناره کرد و تدریس به ابن صباغ مفوض
گردید و باز ابوسعید را بدان سمت تعیین
کردند و او تا آخر عمر در آن مقام ببود.
ولادت ابن صباغ در سال ۴۰۰ به بغداد بوده
و در آخر عمر نابینا شده و در ۴۷۷ هم
بدارالخلافه درگذشته است. و از کتب اوست:
کتاب الشامل در فقه. تذکرةالعالم و
طریق السالم در همان علم. کتاب العده.