معنی و تعریف
[ اِ نُ اَ صَ م م ] (اِخ) طبیبی از
مردم اسپانیا. در اشبیلیه بمعالجهٔ مَرْضی ََ
اشتغال می ورزیده و تا اوایل مائهٔ ششم
هجری میزیسته است. لکن تاریخ وفات او
معلوم نیست. وی بقاروره تشخیص بیماریها
میکرد و در این امر مهارت و شهرتی بسزا
داشت. کتابی بزرگ مشتمل بر هشت مقاله و
هر مقاله حاوی فصول عدیده (از دوازده تا
سی فصل) تنها در تمیز اقسام بول و کیفیت
شناختن مرض از رسوب و بوی و رنگ و
مقدار و قوام و دیگر خصوصیات بول
کرده است. او در صُداعی صعب که یکی از
امرای مصر را افتاد و اطبا از علاج آن
عاجز آمدند طریقهٔ انصراف ماده را بکار
برد. یعنی با میلی تفته پس گردن بیمار را
داغ و ریش کرد و گفت مواد فاسد و ردی
در تجاویف دماغ گرد شده و آنگاه که
طبیعت برای دفع جراحت میل تفته، مهیا
گردد مواد ردیهٔ دماغ دفع شود. و همچنان
شد که او گفت.