معنی و تعریف
[ اِ نُ اِ فَ ] (اِخ) محمدبن
حسن. مورخ ایرانی، صاحب تاریخ
طبرستان. از شرح زندگانی او چیزی در
دست نیست جز همانکه خود در مقدمهٔ
تاریخ ذکر کرده است. او در سال ۶۰۶ هـ .ق .
هنگام کشته شدن رستم بن اردشیر
فرمانفرمای طبرستان در بغداد بود. و چون
خبر قتل رستم شنید از بغداد به عراق عجم
بازگشت و دو ماه برای جمع آوری موادّ
کتاب تاریخ خویش در ری بسر برد و پس
از آن بخوارزم رفت و مدارکی در دکان
کتابفروشی به دست کرد که نامهٔ تنسر وزیر
اردشیر بابکان به گشنسب شاه فرمانفرمای
طبرستان در میان آنها بود و تاریخ خود را
با این نامه آغاز و به دومین سلسلهٔ باوندیه
ختم کرده است. این تاریخ را ادوارد برون
بانگلیسی ترجمه کرده و به سال ۱۹۰۵ م.
نشر داده است.