مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آبناک
445
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
(ص مرکب)
آب دار. آمیخته به آب: ضیاح، ضیح؛ شیری آبناک. و زمینی آبناک؛ زمین که چشمه های بسیار دارد. زمین که آب از آن تراود.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آبناک
شماره: 445
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
(ص مرکب)
آب دار. آمیخته به آب: ضیاح، ضیح؛ شیری آبناک. و زمینی آبناک؛ زمین که چشمه های بسیار دارد. زمین که آب از آن تراود.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
445
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری