معنی و تعریف
[ اِ نُ اُ ] (اِخ) طبیبی نصرانی،
معاصر معاویةبن ابی سفیان. ابن ابی اصیبعه
گوید ابن اثال را در خواص ادویه و خاصه
در سموم بصیرتی کافی بود و معاویه برای
مسموم کردن بزرگان اسلام از او استعانت
می جست و بگفتهٔ واقدی مالک اشتر و
حضرت امام حسن علیه السلام و نیز
عبدالرحمن بن خالدبن ولید که با ولایت
عهد یزید مخالف می ورزید بتدبیر او مسموم
و مقتول شده اند. عاقبت برادرزادهٔ
عبدالرحمن، خالدبن مهاجر به قصد انتقام
خون عم خویش به شام رفته ابن اثال را
غیلةً بکشت.