معنی و تعریف
[ اَ ] (اِ) حصار. (فرهنگ اسدی). حصار و قلعه و جای محکم. (برهان): ز سوی هند گشادی هزار نر کستان [ کذا ] ز سوی سند گرفتی هزار ابناخون.بهرامی.
بتقدیم نون بر باء نیز بنظر رسیده است. (برهان). و در نسخه ای از فرهنگ اسدی انباجون. و جز بیت فوق مثالی دیده نشده است.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابناخون
شماره: 4328
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (اِ) حصار. (فرهنگ اسدی). حصار و قلعه و جای محکم. (برهان): ز سوی هند گشادی هزار نر کستان [ کذا ] ز سوی سند گرفتی هزار ابناخون.بهرامی.
بتقدیم نون بر باء نیز بنظر رسیده است. (برهان). و در نسخه ای از فرهنگ اسدی انباجون. و جز بیت فوق مثالی دیده نشده است.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
4328
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی