معنی و تعریف
[ اَ لَ ] (ص، اِ) بگفتهٔ لغت نامه نویسان
فارسی، اصل کلمهٔ ابلق عرب و بهمان معنی
است و شاهد ذیل را نیز از سیف اسفرنگ
می آورند:
تا سوی او نکشد دولت تو بیش کمان
خصم شاد است بدلجوئی تیر ناوک
گر بداند که بدور تو دورنگی عیب است
صبح صادق نکند ادهم شب را ابلک.
ابلوک را نیز مرادف آن شمرده اند. واللََّه
اعلم.