معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) نیکوداشت کردن.
|| نعمت دادن. احسان. انعام. منت.
|| دل کسی خوش کردن بسوگند.
سوگند خوردن برای کسی. || سوگند
دادن کسی را. || کفایت فرانمودن.
|| کهنه کردن. کهن کردن. فرسوده
کردن. پوسانیدن. || اشتر بر سر گور
بستن تا بمیرد. || خبر دادن. آگاهانیدن.
|| آزمودن. || آشکار کردن.
|| ظاهر کردن بر کسی عذر خود را و
قبول کردن او آنرا.