مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آبله نشان
421
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ بِ لَ / لِ نِ ]
(ص مرکب)
آنکه فرورفتگی ها از اثر آبله بر بشره دارد. آبله دار. مجدر: سلطان سنجر گندم گون آبله نشان بود. (راحةالصدور راوندی).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آبله نشان
شماره: 421
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ بِ لَ / لِ نِ ]
(ص مرکب)
آنکه فرورفتگی ها از اثر آبله بر بشره دارد. آبله دار. مجدر: سلطان سنجر گندم گون آبله نشان بود. (راحةالصدور راوندی).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
421
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری