معنی و تعریف
[ بِ لَ / لِ نِ ] (ص مرکب) آنکه فرورفتگی ها از اثر آبله بر بشره دارد. آبله دار. مجدر: سلطان سنجر گندم گون آبله نشان بود. (راحةالصدور راوندی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آبله نشان
شماره: 421
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ بِ لَ / لِ نِ ] (ص مرکب) آنکه فرورفتگی ها از اثر آبله بر بشره دارد. آبله دار. مجدر: سلطان سنجر گندم گون آبله نشان بود. (راحةالصدور راوندی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
421
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی